ميرزا محمد على وفا زواره اى
241
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
طعنه بر گردون زند هر غرفهء تو ز ارتفاع * خنده بر جنّت زند ، هر صفّه تو ، از صفا در رواق عالىات ، سبّوحگويان ، قدسيان * بر بناى محكمت ، احسنتگويان ، انبيا از شبستانت ، شبستان فلك را زيب و فر * وز چراغانت ، قناديل كواكب را ضيا پاكدامانان بزم زهد را بيت السّرور * پاكزادان سراى قرب را خلوتسرا كعبهء دين ، مفتخر از زيبت ، اى زيبنده كاخ * سقف كسرى منهدم از فرّت ، اى عالىبنا كعبه را گر هست فخرى كش بود بانى ، خليل * اينك آمد بانى تو سبط فخر انبيا نايب مهدى ، سمىّ قبلهء پنجم كه گشت * از علوّ قدر ، محرم در حريم كبريا سيّد دوران و فخر عالم و فرّ جهان * مقتداى دهر و كيهان را امام و پيشوا اختر برج شريعت ، شمع تقوا را فروغ * گوهر كان حقيقت ، بزم ايمان را ضيا چشم را نور و جهان را چشم و عالم را صفا * جسم را جان و روان را روح ، هستى را بقا شرع را آثار « 1 » و دين را پشت و ايمان را پناه * زهد را اصل و ورع را عين و تقوا را بنا علم را زيب و خرد را حكم و مذهب را رواج * چرخ را عزم و زمين را حزم و كوكب را ضيا
--> ( 1 ) - سالار